۳ سپتامبر ۲۰۲۶- یک مقاله تحلیلی منتشر شده در نشریه npj Dementia، با بررسی شواهد اپیدمیولوژیک و مکانیسمی نشان داده است که مصرف متوسط کافئین در میانسالی ممکن است با کاهش خطر دمانس در دوران سالمندی مرتبط باشد.
پیشزمینه
کافئین، یکی از محبوبترین مواد سایکواکتیو در جهان است که با مسدود کردن گیرندههای آدنوزین، باعث افزایش پیچیدگی شبکه مغزی و فعالیت عصبی میشود. این ماده میتواند پردازش عصبی را بهبود بخشیده و بار شناختی را کاهش دهد. با این حال، اثرات آن بسته به سن و عوامل ژنتیکی، مانند واریانتهای ژن CYP1A2 که سرعت متابولیسم کافئین را تعیین میکنند، متغیر است.
با افزایش جمعیت سالمندان، دمانس به یک چالش جدی در بهداشت عمومی تبدیل شده است. از آنجایی که درمان قطعی برای دمانس وجود ندارد، مداخلات پیشگیرانه بسیار حائز اهمیت است. نقش کافئین به عنوان یک عامل محافظتی هنوز اثبات نشده است، زیرا مطالعات قبلی نتایج متناقضی گزارش کردهاند. نویسندگان معتقدند که این تضاد ممکن است ناشی از تفاوت در فراهمی زیستی به دلیل تنوع ژنتیکی در نرخ متابولیسم کافئین و تفاوتهای فرهنگی در روشهای تهیهٔ این نوشیدنی باشد.
ویژگیهای این مطالعه
این مقاله تحلیلی، شواهد حاصل از یک مطالعه تصادفی کنترلشده (در مورد جریان خون مغزی و ماده خاکستری در پاسخ به کافئین) و چندین مطالعه مشاهدهای آیندهنگر و متاآنالیز را ترکیب کرده است. این پژوهش یک تحلیل هدفمند و غیرسیستماتیک است، نه یک مرور سیستماتیک یا تحلیل آماری جدید.
مصرف متوسط، بیشترین اثر محافظتی را نشان داد
شواهد نشان میدهد که قویترین ارتباط بین مصرف کافئین و کاهش خطر دمانس، در سطوح «متوسط» مشاهده میشود. برای نمونه، یک مطالعه کوهورت آیندهنگر نشان داد که خطر دمانس با مصرف ۲ تا ۳ فنجان قهوه کافئیندار در روز (در مقایسه با افرادی که کمترین میزان مصرف را داشتند) ۱۸ درصد و با مصرف ۱ تا ۲ فنجان چای در روز، ۱۴ درصد کاهش مییابد.
همین مطالعه حاکی از کاهش ۳۵ درصدی خطر دمانس در شرکتکنندگان ۷۵ ساله یا جوانتر بود. محققان الگوهای پاسخ-دوز غیرخطی را مشاهده کردند که نشان میدهد دوزهای متوسط بیشترین فواید را دارند. این ارتباطات مستقل از وضعیت ناقل بودن ژن APOE4(مؤثر در آلزایمر) همچنان معنادار باقی ماند.
یک مطالعهٔ کوهورت دیگر نشان داد که مصرف قهوه تنها در افرادی که دارای آلل rs762551 C در ژن CYP1A2(مرتبط با متابولیسم کندتر کافئین) هستند، با کاهش خطر دمانس مرتبط است. در این زیرگروه، مصرف ۴ فنجان قهوه یا بیشتر در روز با حدود ۵۵ درصد کاهش خطر همراه بود. در مقابل، در افرادی که متابولیسم قهوه در بدن آنها سریع انجام می شد، هیچ اثر محافظتی مشاهده نشد و حتی خطر دمانس با دوزهای بالا تمایل به افزایش داشت. محققان تأکید کردند که برای درک مکانیسمهای بیولوژیکی زیربنایی این یافتهها، به پیگیریهای طولانیمدت، دادههای الکتروفیزیولوژیک و تصویربرداریهای ساختاری نیاز است.
دادههای بانک زیستی انگلستان (UK Biobank) بر روی ۸۷۱۵ بزرگسال ۶۰ تا ۸۵ ساله نشان داد که مصرف متوسط قهوه و چای با کاهش سرعت افت عملکردهای شناختی خاص از جمله «هوش سیال» (شامل استدلال و حل مسئله) مرتبط است. در سطوح مصرف بالاتر، چای همچنان با کاهش سرعت افت هوش سیال مرتبط بود، اما مصرف قهوه در مقادیر ۴ فنجان یا بیشتر در روز، با افزایش سریعتر خطاهای حافظه دیداری همراه بود.
متاآنالیزها نیز مصرف چای را با کاهش خطر دمانس مرتبط دانستهاند، در حالی که مطالعه معتبر CAIDEنشان داد که مصرف متوسط قهوه در میانسالی، خطر ابتلا به دمانس در دوران سالمندی را تا ۶۵ درصد کاهش میدهد. نویسندگان مقاله اظهار داشتند که «این نشاندهنده یک پنجره فرصت حیاتی است که در آن مغز بیشترین پاسخ را به اثرات محافظتکننده عصبی کافئین نشان میدهد.»
مکانیسمهای حفاظتی احتمالی
گزارش شده است که قهوه بار شناختی درکشده را کاهش داده و توانایی طراحی پروسیجرها و استراتژیها را تقویت میکند. کافئین اعتمادبهنفس فرد را در انجام وظایف افزایش میدهد و ممکن است هنگام مواجهه با موقعیتهای اطلاعاتی پیچیده، بهرهوری از توجه را بهینه کند.
با افزایش سن، تراکم گیرندههای آدنوزین A1 کاهش مییابد. کافئین با مسدود کردن گیرندههای آدنوزین A1و A2A، بر انتقال پیامهای عصبی تأثیر گذاشته و احتمالاً تجمع پروتئین بتا آمیلوئید (که با دمانس مرتبط است) را کاهش میدهد. علاوه بر این، آنتاگونیسم آدنوزین باعث افزایش کلی تحریکپذیری عصبی میشود و سیستم مغزی را از حالت مهارکنندگی خارج میکند. محققان نقش کافئین را تغییر شبکه عصبی به سمت «حالت بحرانی» توصیف میکنند که در آن مغز در رژیم پردازش اطلاعات حداکثری قرار دارد. نتیجه این فرایند، دستیابی به وضعیتی با پیچیدگی پویاتر در فعالیت شبکههای عصبی است.
کافئین در بزرگسالان جوان تغییر شدیدی به سمت پیچیدگی ایجاد میکند، اما در میانسالی تأثیر ضعیفتری بر فعالیت قشر مغز دارد. این مسئله بهویژه در طول خواب با حرکت سریع چشم (REM) مشهود است که احتمالاً با تغییرات وابسته به سن در تراکم گیرندههای آدنوزین مرتبط است. خواص آنتیاکسیدانی کافئین و سایر اجزای نوشیدنیها (مانند پلیفنولهای چای) نیز ممکن است از طریق کاهش استرس اکسیداتیو، کاهش نورواینفلاماسیون (التهاب عصبی) و بهبود پایداری سیناپسی به اثرات محافظتی کمک کنند؛ هرچند این اثرات بسته به سن، زمینه ژنتیکی، تفاوتهای متابولیک و دوز مصرفی متفاوت است.
از سوی دیگر، برخی مطالعات مکانیسمی، مصرف کافئین را با کاهش حجم ماده خاکستری مغز مرتبط دانستهاند. در یک مطالعه کوچک تصادفی که در شرایط محدودیت خواب مزمن انجام شد، کافئین پاسخهای ماده خاکستری را به شیوهای مرتبط با در دسترس بودن گیرندههای آدنوزین A1تغییر داد. همچنین، پژوهشهای تصادفیسازی مندلی- که از تفاوتهای ژنتیکی برای بررسی روابط علّی استفاده میکند- ارتباطی میان پیشبینی ژنتیکیِ مصرف بالاتر قهوه و کاهش حجم ماده خاکستری نشان دادهاند. با وجود این تناقض ظاهری، مصرف قهوه با کاهش خطر مرگومیر همراه است. نویسندگان نوشتند: کاهش حجم ماده خاکستری مغز معمولاً نگرانکننده به نظر میرسد، اما ممکن است همیشه نشانه آسیب نباشد. پژوهشگران حدس میزنند که کافئین شاید مانند یک «باغبان» عمل کند: اتصالات عصبی زائد و بلااستفاده را حذف کرده و شبکه مغزی را کوچکتر اما منظمتر و کارآمدتر سازد - همان فرایندی که در طبیعت مغز هنگام یادگیری نیز اتفاق میافتد. البته این ایده در حال حاضر صرفاً یک فرضیه است و باید در تحقیقات آینده اثبات شود.
ملاحظات مربوط به جنوب آسیا
در کشورهایی مانند هند و نپال، مردم چای را با شیر و شکر مینوشند (۲ تا ۴ فنجان در روز). تعامل پروتئینهای شیر و قندها با کاتچینهای چای سبز ممکن است فراهمی زیستی کاتچینها را کاهش دهد. علاوه بر این، پروفایل پلیمورفیسم ژن CYP1A2در این جمعیت هنوز ناشناخته است و نیازمند مطالعات آیندهنگر در مقیاس بزرگ است. شایان ذکر است که جوامع جنوب آسیا با خطر بسیار بالای دمانس روبهرو هستند که تا حدی با دیابت، فشار خون بالا و دیسلیپیدمی (اختلال چربی خون) مرتبط است.
محدودیتها
نویسندگان توصیه کردند که در تفسیر شواهد اپیدمیولوژیک و مشاهدهایِ بین مصرف کافئین و خطر دمانس احتیاط شود. بخش عمده شواهدِ مربوط به خطر دمانس، از نوع مشاهدهای بوده که مانع استنتاج علّی قطعی میشود. خودگزارشدهیِ میزان مصرف کافئین نیز ممکن است باعث خطای اندازهگیری و سوگیری در یادآوری شود. علاوه بر این، متغیرهای مداخلهگر متعددی از جمله وضعیت اقتصادی-اجتماعی، کیفیت رژیم غذایی، فعالیت بدنی و فعالیتهای شناختی وجود دارند. منابع کافئین نیز از نظر دوز دریافتی و روش تهیه بسیار متفاوت هستند که تعیین آستانه دوز محافظتی را دشوار میکند. همچنین نمیتوان «علیت معکوس» را رد کرد، زیرا ممکن است تغییرات اولیه پیش از تشخیص دمانس، عادتهای مصرف کافئین را تغییر داده باشد. تأثیر جنسیت بیولوژیک بر متابولیسم کافئین، اثرات هورمونی و خطر دمانس نیز همچنان ناشناخته است. در نهایت، هیچ کارآزمایی تصادفی کنترلشدهای برای بررسی اثر حفاظتی کافئین در برابر دمانس وجود ندارد.
نتیجهگیری
اگرچه به نظر میرسد ارتباطی بین مصرف متوسط کافئین در میانسالی و کاهش خطر دمانس در دوران سالمندی وجود دارد، این یافتهها نیازمند تأیید در تحقیقات آینده با در نظر گرفتن عوامل مداخلهگر است. نویسندگان خاطرنشان کردند که عادتهای میانسالی، کاهش تراکم گیرندههای آدنوزین و پیچیدگی عملکردی مغز، همگی در تعیین عملکرد شناختی دخیل هستند. این موضوع، انتقال مستقیم مشاهدات غذایی (مانند مصرف قهوه) به توصیههای پزشکی برای کاهش دمانس را محدود میکند.
محققان نوشتند: «در نهایت، اگرچه کافئین فواید شناختی کوتاهمدت ارائه میدهد و به تنظیم انرژی کمک میکند، مصرف بیش از حد آن ممکن است بهداشت خواب را مختل کرده و پیچیدگی فعالیت مغز را تغییر دهد.» مصرف کافئین بسته به مرحله زندگی، ترکیبات دیگرِ نوشیدنی و زمینهٔ ژنتیکی، ممکن است اثرات متغیری بر خطر دمانس داشته باشد. برای مثال، این رابطه باید در زمینه فرهنگی جنوب آسیا (با تعدیل اثر مصرف شیر و شکر) بیشتر بررسی شود. چنین مطالعاتی میتواند مشخص کند که آیا مصرف متوسط کافئین در پنجره زمانی میانسالی نقشی معنادار در کاهش خطر دمانس دارد یا خیر و مشخص کند که کدام گروهها بیشترین سود را از آن میبرند.
منبع:
https://www.news-medical.net/news/20260903/Coffee-tea-and-dementia-risk-Why-the-amount-you-drink-could-matter.aspx